تبليغاتX
هیچ کسی ارزش موندن نداره!!

هیچ کسی ارزش موندن نداره!!



زير باران مي روم
و هم نوا با گريه ي آسمان مي گريم
تا كسي اشك هاي مرا نبيند
به زير باران مي روم
و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد آسمان يكي شود.
به زير باران مي روم
تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود.
و كسي شاهد شكستن روح خسته ام نباشد.
به زير باران مي روم
و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده
كه يادگاري هايمان را روي آن مي نوشتيم
به انتظارت خواهم ماند ,
تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم.
مي دانم خواهي آمد.
و دستان سردم را در دستان گرمت خواهي گرفت.


تا با هم به سرزمين آرزوها برويم
باران كه مي آيد
گوش به زنگ صداي تو
تكه تكه ترانه هاي كهنه را كنار هم مي چينم.
و هميشه به همين حقيقت تلخ مي رسم

نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 15 توسط امیر |

 

بوي هجرت مي آيد


بايد امشب بروم


حرفي از جنس زمان نشنيدم


هيچ چشم عاشقي به زمين خيره نبود ...


بايد امشب چمداني را


که به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد بر دارم ...


 لب آبي


 گيوه ها را کندم و نشستم ،پاها در آب :


((من چه سبزم امروز


و چه اندازه تنم هشيار است !


 نکند اندوهي ، سر رسد از پس کوه


کودکان احساس ! جاي بازي اينجاست


زندگي خالي نيست


مهرباني هست ،سيب هست ،ايمان هست


آري تا شقايق هست زندگي بايد کرد ))..... دلم واسه ي  همتون تنگ مي شه ...


سلام


ما همه همسفريم


کاروان ميرود و ميرود آهسته به راه


مقصدش سوي خداست


همه از سوي خدا آمده ايم


باز هم رهسپار کوي خداييم همه


ما همه همسفريم ...

نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16 توسط امیر |


عبرت نگرفتم من ...


شاید که در این دنیا


این بود سزای من !


کسی که در می زند


نخواهد کرد باور


که این نخل تکیده


ندارد فصل دیگر !


                                                   &&&


و ای باران !


باران !


شیشه ی پنجره را باران شست


از دل من اما


چه کسی نقش تو را خواهد شست !


                                                    &&&


وقتی که بی دردی


درد تمام دنیاست


در فصل عادتها


عاشق همیشه تنهاست ...


                                                    &&&


زندگی دفتری از خاطره هاست


یکنفر در شب کام


یک نفر در دل خاک


یک نفر همدم خوشبختی هاست


یک نفر همسفر سختی هاست


چشم تا باز کنیم ٬ عمرمان می گذرد ...


 


بدرود


         امیدهای


                      امید !

نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 16 توسط امیر |

نفرين به عشق عاشقي نفرين به بخت و سرنوشت

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 17 توسط امیر |

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست         

                                             
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 17 توسط امیر |

فراتر از عشق چیست

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 9 توسط امیر |

یه سکه تمام به کسی میدم که بتونه منو عاشق کنه . میدونم که کسی نمیتونه!!
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 9 توسط امیر |

هنوزم در پي اونم كه ميشه عاشقش باشم

مث درياي من باشه منم چون قايقش باشم

هنوزم در پي اونم كه عمري مرحمم باشه

شريك خنده و شادي،رفيق ماتمم باشه

هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه

نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه

ميگن جوينده يابندس ولي پاهاي من خستس

 

منم تا با همين پاها ميرم تا حدي كه جا هست

هنوزم در پي اونم كه اشكامو روي گونم

با اون دستاي پر مهرش كنه پاك و بگه جونم بگه جونم

 

 

نكن گريه منم اينجام بزار دستاتو تو دستام

تو احساس منو ميخواي منم اي واي تو رو ميخوام

 

خدايا عشق من پاكه درسته عشقي از خاكه

منم اون عاشق خاكي كه از عشق تو دل چاكه

نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 21 توسط امیر |

تنهایی تمومه وجودمه منو تنها بزارین...

نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 21 توسط امیر |

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ي ترانه هام
اسم تو براي من قشنگ ترين آهنگه
بي تو يك پرنده ي اسير بي پروازم
با تو اما ميرسم به قله ي آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفي از آهنگ و صدا ميسازم
با يه چشمك دوباره،من و زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم ،تويي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره، بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
تويي كه عشقم و از نگاه من مي خوني
تويي كه تو تپش ترانه هام مهموني
تويي كه هم نفس هميشه ي آوازي
تويي كه آخر قصه ي من و ميدوني
اگه كوچه ي صدام يه كوچه ي باريكه
اگه خونم بي چراغ چشم تو تاريكه
ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من
لحظه ي يكي شدن تو آينه ها نزديكه
با يه چشمك دوباره،من و زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم ،تويي تنها راه چاره
آي ستاره آي ستاره، بي تو شب نوري نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

(
شادمهر)

رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم
غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم
هم ترانه ياد من باش
بي بهانه ياد من باش
وقت بيداريه مهتاب
عاشقانه ياد من باش
اگه باشي با نگاهت مي شه از حادثه رد شد
مي شه تو آتيش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوري اگه نيستي نفس من ياد من باش
تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش

در اين دنيا تك و تنها شدم من .گياهي در دل صحرا شدم من

چو مجنوني كه از مردم گريزد . شتابان در پي ليلا شدم من

چه بي اثر مي خندد چه بي ثمر ميگريد

به ناكامي . چرا رسوا شدم من .چرا عاشق چرا شيدا شدم من

من ان دير اشنا را ميشناسم

من ان شيري ندارا مي شناسم

محبت بين ما كار خدا بود

از اينجا من خدا را ميشناسم

چه بي اثر مي خندد چه بي ثمر ميگريد

به ناكامي چرا رسوا شدم من . چرا عاشق چرا شيدا شدم من

خوشا ان روزي كه اين دنيا سر ايد

قيامت با قيام محشر ايد .بگيرم دامن عدل الهي

بپرسم كام عاشق كي بر ايد


چه بي اثر ميخندد چه بي ثمر ميگريد

به ناكامي چرا رسوا شدم من .چرا عاشق چرا شيدا شدم من

 

 

در باور زمان چه زود طرد شديم

 

وقتي فهميديم ، پاييز نيامدست و ...

 

ما زرد شديم.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 19 توسط امیر |