|
هیچ کسی ارزش موندن نداره!!
|
|
زير باران مي روم
و هم نوا با گريه ي آسمان مي گريم تا كسي اشك هاي مرا نبيند به زير باران مي روم و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد آسمان يكي شود. به زير باران مي روم تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود. و كسي شاهد شكستن روح خسته ام نباشد. به زير باران مي روم و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده كه يادگاري هايمان را روي آن مي نوشتيم به انتظارت خواهم ماند , تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم. مي دانم خواهي آمد. و دستان سردم را در دستان گرمت خواهي گرفت.
بوي هجرت مي آيد بايد امشب بروم حرفي از جنس زمان نشنيدم هيچ چشم عاشقي به زمين خيره نبود ... بايد امشب چمداني را که به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد بر دارم ... لب آبي گيوه ها را کندم و نشستم ،پاها در آب : ((من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هشيار است ! نکند اندوهي ، سر رسد از پس کوه کودکان احساس ! جاي بازي اينجاست زندگي خالي نيست مهرباني هست ،سيب هست ،ايمان هست آري تا شقايق هست زندگي بايد کرد ))..... دلم واسه ي همتون تنگ مي شه ... سلام ما همه همسفريم کاروان ميرود و ميرود آهسته به راه مقصدش سوي خداست همه از سوي خدا آمده ايم باز هم رهسپار کوي خداييم همه ما همه همسفريم ... عبرت نگرفتم من ... شاید که در این دنیا این بود سزای من ! کسی که در می زند نخواهد کرد باور که این نخل تکیده ندارد فصل دیگر ! &&& و ای باران ! باران ! شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ! &&& وقتی که بی دردی درد تمام دنیاست در فصل عادتها عاشق همیشه تنهاست ... &&& زندگی دفتری از خاطره هاست یکنفر در شب کام یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم ٬ عمرمان می گذرد ... بدرود امیدهای امید ! نفرين به عشق عاشقي نفرين به بخت و سرنوشت
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
فراتر از عشق چیست یه سکه تمام به کسی میدم که بتونه منو عاشق کنه . میدونم که کسی نمیتونه!!
هنوزم در پي اونم كه ميشه عاشقش باشم
مث درياي من باشه منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم كه عمري مرحمم باشه
شريك خنده و شادي،رفيق ماتمم باشه
هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه
نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه
ميگن جوينده يابندس ولي پاهاي من خستس منم تا با همين پاها ميرم تا حدي كه جا هست
هنوزم در پي اونم كه اشكامو روي گونم
با اون دستاي پر مهرش كنه پاك و بگه جونم بگه جونم
نكن گريه منم اينجام بزار دستاتو تو دستام
تو احساس منو ميخواي منم اي واي تو رو ميخوام خدايا عشق من پاكه درسته عشقي از خاكه
منم اون عاشق خاكي كه از عشق تو دل چاكه
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
در اين دنيا تك و تنها شدم من .گياهي در دل صحرا شدم من
در باور زمان چه زود طرد شديم وقتي فهميديم ، پاييز نيامدست و ... ما زرد شديم.
|
صفحه اصلي پست الکترونیک هفته اوّل فروردین 1386 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته دوم فروردین 1385 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته دوم بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته سوم دی 1384 هفته دوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 هفته دوم آبان 1384 پیوندها |